سلطان محمد مطربي سمرقندي

459

تذكرة الشعراء ( فارسي )

[ « 172 » ] [ محبّى قل بابا كوكلتاش ] [ مق 1006 يا 1007 ق / 1598 يا 1599 م ] محبّى ، تخلّص شريف صدر شهيد قل بابا كوكلتاش است كه از كوكلتاشان معتبر و همزادان مشتهر خاقان جنّت‌مكان ، عبد اللّه خان بود و عظمتش در زمان خان مذكور ، به مرتبه‌اى مىنمود كه خرد خرده‌دان از تقرير آن عاجز مىنمود و آثارش از مساجد و معابد و مدارس و خوانق و حدايق و مزارع و قنوات و غيرها ، از خيرات [ و ] مبرّات ، در ولايت ماوراء النهر و خراسان فراوان است و مشار اليه مذكور ، چون محبّ علما و فضلا و شعرا بود ، بدان جهت « محبّى » تخلّص مىفرمود . مشهور است كه در مبادى حال كه هنوز بلبل طبعش ، در بوستان سخندانى ، به نغمه و نوا ، نه درآمده بود و طوطى فهمش از شكرستان معانى ، شيرين‌كام نگرديده بود ، ناگاه در ولايت خراسان ، مطلعى گفته و به شادمانى و مژدگانى آن ، طويها داده و تصدّقها كرده ، آن مطلع را ، به ماوراء النهر فرستاد . فقير در بخارا بودم كه اين واقعه ، در مجلس مخدومى حسن خواجه‌نثارى ، مذكور گرديد و آن مطلع اين است : مطلع : از غمزه به دل خنجر مژگان تو باشد * در گلشن جان غنچهء پيكان تو باشد در آن اوان از شعراى زمان و فضلاى دوران ، هركه در عرصهء ميدان سخنورى ، علم نكته‌پرورى مىافراشت ، قدم سعى از گفتن اين مطلع ، دريغ نداشت و از آن جمله مخدومى حسن خواجه‌نثارى ، چنين فرموده بودند :

--> ( 172 ) . قل بابا كوكلتاش ، برادر رضاعى عبد اللّه خان ازبك كه پس از كشته شدن على قلى خان شاملو ، در 997 قمرى به دست عبد اللّه خان ، به‌عنوان حاكم هرات منصوب شد ، ولى پس از مرگ عبد اللّه خان ، به دست عبد المؤمن خان ازبك پسر عبد اللّه خان كشته شد : روضة الصفا ، 8 / 238 ، 243 ، 254 ، 266 ، 295 ، 305 - 309 ؛ هفت‌اقليم ، 1 / 235 ؛ عرفات العاشقين ، ص 1162 . . در نسخهء استنساخ شده : ( و غيره‌ها ) .